دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد

محمدعلی نجفی: قتل عمد را قبول ندارم، مهدورالدمی را من نگفتم

محمدعلی نجفی: قتل عمد را قبول ندارم، مهدورالدمی را من نگفتم مركز املاك: دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد همسر دوم شهردار پیشین تهران بامداد امروز چهارشنبه 26 تیرماه به صورت علنی و به ریاست قاضی محمدی كشكولی رئیس شعبه نهم دادگاه كیفری یك تهران اجرا شد.


به گزارش مركز املاك به نقل از ایسنا، دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در حالی شروع شد كه پسر میترا استاد در دادگاه حضور داشت.
در ابتدای دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد قاضی محمدی كشكولی رئیس دادگاه قبل از اعلام رسمیت جلسه دادگاه در توضیحاتی، تصریح كرد: جلسه دادگاه با مجوز ریاست قوه قضائیه به سبب مقررات قانون آیین دادرسی كیفری علنی است و انتشار مشروح جلسات دادگاه با رعایت محدودیت های مندرج در ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی كیفری آزاد است.
قاضی محمدی كشكولی، اظهار داشت: با عنایت به اینكه مطالبی در فضای مجازی به روایت از خبرنگاران محترمی كه در دادگاه حضور دارند منتشر می شود لازم می دانم مقررات ماده ۳۵۴ و ۳۵۲ قانون آیین دادرسی كیفری را درباب بی نظمی در نظم دادگاه تذكر دهم.
در ادامه جلسه مستشار دادگاه مفاد این دو ماده را قرائت كرد.
در این لحظه قاضی كشكولی با بیان رسمیت جلسه تصریح كرد: پیرو جلسه قبل، جلسه امروز را در وقت مقرر برگزار می گردد.
وی افزود: محمد علی نجفی، دوتن از وكلای مدافع او و وكلای اولیای دم و همین طور مهیار صفری و نماینده دادستان هم درجلسه حضور دارند.
رئیس دادگاه اضافه كرد: كارشناسانی كه در صحنه جرم حضور داشتند و همین طور كارشناسان اسلحه و پزشك معاینه جسد در جلسه امروز حضور دارند كه در صورت ضرورت از آنها ستاندن توضیح خواهد شد.
قاضی محمدی كشكولی اظهار داشت: ورود و خروج افراد از ساعت ۹ بامداد تا ساعت ۱۲: ۴۰ كه آخرین خروج آقای نجفی بوده است پخش خواهد شد. در این مرحله از رسیدگی به پرونده پیرو مطالب قبلی دادگاه احدی از وكلای اولیای دم می توانند در جایگاه حضور یابند.
در ادامه جلسه حاجی لویی یكی از وكلای مدافع اولیای دم با حضور در جایگاه، اظهار داشت: در جلسه قبل شما در ارتباط با حواشی كه پیش آمده بود تذكر دادید ولی پس از جلسه سوژه مهدور الدم بودن تیتر روزنامه ها شد كه حرمت اولیای دم خدشه دار شد و اینجانب به همراهی همكارم پس از مطالعه پرونده دفاعیات ناجوانمردانه متهم حاضر را دیدیم كه جا دارد مواردی را ذكر كنم.
وی ادامه داد: این دفاعیات بسیار متعارض بود و به صورت تیتر اول روزنامه ها در آمد. اقاریر متهم در پرونده این بود كه مقتوله ابتدا وارد زندگی او شده و بعد گفته من اشتباهاً ازدواج كردم. ما می دانیم متهم چه هزینه هایی كرده تا نظامات را زیر پا بگذارد و ازدواج را ثبت كند. بعد متهم گفته كه من طلاقش ندادم و از آنجائیكه حق طلاق با مرد است می توانسته حق و حقوق او را بدهد و بعد متهم گفته كه او را كشتم و اشتباه كردم.
وی ادامه داد: آقای نجفی شما وزیر سابق آموزش و پرورش بودید، نوك مداد را نشكسته اید كه می گویید اشتباه كردم؛ شما آدم كشتید. اینجا صحنه سیاست نیست كه به راحتی كنار بكشید شما مرتكب قتل عمد شده اید. بعد گفتید كه او پرستو است و با نهادهای امنیتی در ارتباط می باشد.
قاضی كشكولی در این هنگام به وكیل مدافع اولیای دم تذكر داد و اظهار داشت: ما مقررات آیین دادرسی كیفری را قرائت كردیم و توقع این است كه شما وكلا كه حقوقدان هستید دقت كنید و بیان الفاط ناجوانمردانه در شان دادگاه نیست.
وكیل مدافع اولیای دم افزود: متهم یكبار گفته می خواسته میترا استاد اطلاعات شخصی من را به خبرنگار بدهد، ایشان ۴۰ سال است كه در سیاست مملكت است و از ما بهتر می داند نهادهای امنیتی كارشان طبقه بندی اطلاعات است. مقتوله می خواسته با خبرنگار حرف بزند و كار خبرنگار انتشار است. می دانیم به خبرنگار چه می خواسته بگوید چون انگیزه شخصی در ماهیت ماجرا تأثیری ندارد.
وی ادامه داد: بهتر است یكبار برای همیشه متهم اعتراف كند و بگوید مرتكب قتل عمد شده و تقاضای بخشش كند.
قاضی در همین جا تذكر داد بجای متهم صحبت نكنید.
وكیل میترا استاد اظهار داشت: باید حرف اولیای دم را بزنم، پدر و مادرش به علت اوضاع بد روحی نتوانستند بیایند و در این مدت یكبار به پسر او سر نزدند و از نظر روحی حال خوبی ندارد. مادر عریان خودرا خون آلود دیده، به ناحق به مادرش شلیك و او كشته شده است. خانواده متهم حق و حقوق مقتول را مطالبه كرده، ماشین لكسوز وی را فروخته و بوسیله افراد خانواده پول ها خالی شده است. اجازه می دادید پولی می رسید تا حداقل مهیار را به روانپزشكی می بردند. اتهامات اصالتاً بوده یا وكالتاً. باید در این مورد پاسخ دهد.
قاضی كشكولی در این لحظه با اشاره به عدم حضور یكی از وكلای متهم، اظهار داشت: مراتب عزل آقای علیزاده طباطبایی روز گذشته بعدازظهر اعلام شده در نتیجه امروز متهم با دو وكیل ادامه می دهد.
همین طور قاضی كشكولی اعلام نمود كه جهانشاه صفری پدر مهیار صفری نیز به همراه وی در دادگاه حاضر است و مهیار خواسته كه هیچ عكسی از او گرفته نشود. در همین لحظه از ولی مهیار خواسته شد تا به جایگاه بیاید.
پدر مهیار در جایگاه قرار گرفت، قاضی از او پرسید مهیار چند ساله است، گفت متولد ۱۱ شهریور ۸۲ است. سپس قاضی از مهیار صفری خواست تا در جایگاه حاضر و خودرا معرفی نماید.
او اظهار داشت: من متولد ۱۱ شهریور ۸۲ هستم، فرزند جهانشاه صفری، قاضی پرسید تحصیلات شما چقدر است؟ مهیار اظهار داشت: سیكل هستم.
قاضی پرسید شكایتی دارید، مهیار گفت تقاضای قصاص خون مادرم را دارم.
قاضی از مهیار خواست تا مشاهدات خودرا از نحوه به قتل رسیدن مادرش بگوید.
مهیار اظهار داشت: ۹ بامداد از خانه خارج شدم و ساعت ۱۲: ۱۰ وارد خانه شدم و دیدم دو فرد غریبه در خانه هستند، با كمك آقای آقازاده (راننده نجفی) وارد حمام شدم و مادرم را در آنجا دیدم.
قاضی از او پرسید دقیقاً بگویید چه دیده اید.
مهیار به علت شرایط بد روحی نتوانست پاسخ دهد و قاضی گفت ایرادی ندارد، پاسخ ندهید.

چند بار تهدید كرد كه با همین اسلحه مادرم را خواهد كشت
وی در پاسخ به سوال رئیس دادگاه درباره اختلاف مادرش با متهم نجفی اظهار داشت: بله آنها اختلاف داشتند و چند بار تهدید كرد كه با همین اسلحه مادرم را خواهد كشت.
قاضی كشكولی از او پرسید آیا شما اسلحه را در منزل دیدید كه مهیار صفری اظهار داشت: خیر. آقای نجفی گفتند كه اسلحه را در منزل همسر اولش نگهداری می كند.
رئیس دادگاه درباره اختلاف شب پیش از قتل مادرش با متهم نجفی پرسید كه او اظهار داشت: بله شب پیش از ساعت ۹ و نیم تا ۲ و نیم شب با هم درگیری داشتند و دایی ام مسعود استاد نیز تا ۱۲ شب منزل ما بود.
صفری اظهار داشت: روز حادثه ساعت ۸ و نیم بامداد آقای نجفی مرا با عصبانیت بیدار كرد و گفت به مدرسه بروم.
قاضی از او پرسید آقای نجفی در كیفرخواست گفته است كه مادرت بارها با شما نیز درگیر شده و چند نوبت شما را از منزل بیرون كرده است كه مهیار صفری در پاسخ این مورد را رد كرد و اظهار داشت كه همواره با مادرش رابطه خوبی داشته است.
مهیار صفری پسر میترا استاد در پاسخ به این سوال كه مادرت چند بار با اقای نجفی درگیری داشته است گفت این مورد به ماه ها پیش بر می گردد.
پدر مهیار صفری نیز اظهار داشت: با عنایت به اینكه پسرم تقاضای قصاص دارد ما هم تقاضای قصاص داریم.
در ادامه قاضی اتهامات محمدعلی نجفی را به او تفهیم كرد و از او خواست از خود دفاع كند.

اتهام قتل عمد را به هیچ عنوان قبول ندارم
در ادامه جلسه دادگاه نجفی با حضور در جایگاه و بعد از معرفی خود در پاسخ به سوال قاضی درباره اینكه آیا اتهامات خودرا قبول دارید یا خیر؟ در دفاع از خود اظهار داشت: آنچه كه اتفاق افتاده را قبول دارم و توضیح می دهم اما بهتان قتل عمد را به هیچ عنوان قبول ندارم و دلیلهای خودرا عرض می كنم.
وی اظهار داشت: خدمت ریاست محترم دادگاه و مستشاران و حضار محترم عرض سلام دارم و تشكر می كنم از این وقتی كه به من دادید. در ابتدای سخن می گویم از این حادثه دردناك بنده هم بسیار متاثر هستم و مجدداً به خانواده استاد تسلیت عرض می كنم.
وی ادامه داد: امیدوارم آنچه اینجا می گویم سبب روشن تر شدن ماجرا شود تا قضات بتوانند برمبنای شرع و قانون حكم عادلانه ای صادر كنند.

تا حدی خودم را در این قضیه مقصر می دانم
متهم تصریح كرد: هدف بنده فقط روشن شدن حقایق است و تا یك حدی خودم را در این قضیه مقصر می دانم و امیدوارم خداوند از تقصیر و گناهی كه از طرف من به وقوع پیوسته من را مورد رحمت قرار دهد. من در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیكی نداشتم.

می گفت عاشق من است، من هم ایشان را دوست داشتم
نجفی اضافه كرد: ۶ ماه پیش از حادثه به این نتیجه رسیدم كه زندگی مشترك ما با عنایت به عمق اختلافات نمی تواند ادامه یابد. پیشنهاد دادم با توافق جدا شویم و حتی گفتم فرصت بدهد دو یا سه ماه تمام مهریه اش را می دهم اما قبول نكرد و می گفت عاشق من است. من هم ایشان را دوست داشتم ولی با این حجم اختلافات ترسم این بود به نفرت تبدیل گردد و اهتمام شد با بعضی از ریش سفیدان و افرادی تماس گرفته و ایشان را به طلاق تشویق كنم اما تعهدی در روز عقد داده بودم كه خواست از من اختیار طلاق را به ایشان بدهم كه ندادم اما در مقابل دو تعهد دادم و گفتم هر وقت خواستی جدا شوی قبول می كنم و هر وقت به این نتیجه رسیدم كه جدا شویم با توافق شما صورت گیرد و نمی خواستم زیر قولم بزنم.

در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیكی نداشتم
این متهم اضافه كرد: یك ماه پیش از حادثه به من گفت حق نداری راجع به طلاق حرف بزنی و ارتباطم بیشتر با برادرش بود كه حالا در جلسه حاضر است اما مرحومه تاكید داشت كه نه با من و نه با كس دیگری در مورد طلاق حرف نزنم. یك هفته پیش از حادثه تصمیم گرفتیم به خانه بزرگتری برویم و حتی روز اسباب كشی جر و بحث بالا گرفت و رابطه سرد بود. حتی شب پیش از حادثه برادرش در خانه ما دعوت بود و فهمید رابطه ما سرد است. حتی دید كه مطالب دوستانه ای بین ما رد و بدل نمی گردد. بعد از رفتن آنها باردیگر ناسزاگفتن را آغاز كرد و حتی ۴ تا ۵ بار در این مدت برخورد فیزیكی داشتیم، در حالیكه در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیكی نداشتم و این اتفاق مرا متاثر و افسرده می كرد. اهتمام كردم جواب ندهم و به بهانه خوابیدن حدود ساعت ۱۱ و نیم شب به اتاق خواب رفتم اما ایشان تا ساعت ۳ نیمه شب نمی گذاشت من بخوابم و خشمگین بود و ناسزا می گفت. همان حوالی بود كه به اتاقش رفت تا بخوابد.

روایت نجفی از روز وقوع قتل
نجفی در مورد روز حادثه اظهار داشت: ساعت ۸ بامداد بود كه بیدار شدم و حدود ۸ و نیم مهیار را بیدار كردم كه به مدرسه برود و در طول یكسال اهتمام كردم وظایف پدری ام را انجام دهم. حتی مرحومه جلوی من به خانواده اش می گفت كارهایی كه می كند بیشتر و سنگین تر از پدر اصلی اش است. ساعت ۹ شده بود كه مهیار رفت و ایشان بیدار شد و مجدد ادامه بحث های شب قبل را بیان نمود. خواستم پاسخ ندهم و ساعت ۹ و نیم شده بود كه گفت می روم به حمام و بعد از آن بیرون می روم. گفتم كجا؟ گفت خودم می دانم. این موضوعی بود كه خیلی بین ما بحث شده بود. از آن لحظه به بعد خیلی عصبانی شدم و همه ماجرا دو تا سه دقیقه طول كشید و نفهمیدم چه شد. عصبانیت و خشم مرا فرا گرفت.

اسلحه مجاز بود
نجفی اضافه كرد: در مورد نگهداری و غیرمجاز بودن اسلحه بعداً توضیح می دهم برای اینكه مجاز بوده و آن را تمدید كرده بودم.
وی ادامه داد: پشت سر میترا استاد رفتم. فكر كردم از درب حمام تا وان یك متر فاصله است. فكر می كردم ایشان در وان است و می توانم بنشینم و با او حرف بزنم و قطعی روی طلاق تصمیم بگیرم. پشت سرش وارد شدم. در كمد نیمه باز و اسلحه آنجا بود. آنرا برداشتم و بالش را روی آن گذاشتم تا اسلحه را نبیند و نگران نشود. چون یكبار گفته بود بیا و روش استفاده اسلحه را به من یاد بده. وقتی وارد حمام شدم متاسفانه ایشان وارد وان نشده بود و ما سینه به سینه هم شدیم. بالش را كنار زدم تا اسلحه را ببیند و به او بگویم كه كارمان بجای باریك می كشد اگر با گفت و گو مسایل را حل نكنیم اما ایشان وقتی اسلحه را دید نمی دانم چه شد كه هول شد.
نجفی افزود: ایشان دستشان را روی شانه های من گذاشت، من به عقب رفتم و به این علت كه دستم روی ماشه بود یك گلوله شلیك شد و بالشت روی زمین افتاد. من سپس دستم را بالا بردم و سپس ایشان دو دستی دست راست مرا گرفتند، من گفتم ول كن و بعد از تیر اول ۴ تیر دیگر نیز شلیك شد. من قصد شلیك نداشتم. آخرین تیر كه به او برخورد كرد من دیدم ایشان مرا رها كرد و سپس دیگر تیری شلیك نشد. او سپس داخل وان افتاد. من بلافاصله اسلحه را جلوی آینه حمام گذاشتم. شوكه شده بودم. دست گذاشتم دیدم حركتی ندارد. دیدم كه بالای سینه شان سوراخ است. شاید ۴ یا ۵ دقیقه بدون حركت آنجا ایستاده بودم و حالتی غیرقابل تصور داشتم.
نجفی با اشاره به اینكه قصد كردم خودم را با آن اسلحه تنبیه كنم و بكشم، اضافه كرد: دوبار كنار ایشان رفتم و در وان نشستم. بعدها فكر كردم كه چرا شلوار و پای من باید خونی باشد. هرچقدر فكر كردم متوجه نشدم. بعد فهمیدم همان دوبار كه سمت چپ ایشان نشستم همانجا خونی شده باشد و پس از چند دقیقه از وان خارج شدم و در اتاق قدم زدم و به بالكن رفتم و فكر كردم كه آیا خودم را از آنجا پرت كنم یا نه.
وی ادامه داد: به راننده زنگ زدم تا بیاید دو كیف اسناد خصوصی مثل چند موبایل و پاسپورت و شناسنامه و یكسری مدارك پزشكی و قباله ازدواج داشتم و چون نمی دانستم چه اتفاقی برایم می افتد به راننده گفتم كه بیاید تا كیف ها را به او بدهم تا به دخترم برساند. مثل اینكه راننده وقتی رسیده بود به من زنگ زده بود و من متوجه نشدم.

عنوان مهدور الدم را بیان نكردم، دادیار می خواست آنرا در دهان من بگذارد
نجفی اظهار داشت: بنظرم رسید متنی بنویسم و قسمتی از داستان زندگی مشتركم با او را بنویسم. به خواست آن مرحوم ۶ ماه ارتباطی با خانواده ام نداشتیم. آنچه كه نوشتم با عجله بود و بعصی چیزها بصورت غیر دقیق نوشته شد. من در دفاعیاتم عنوان مهدور الدم را بیان نكردم. دادیار پرونده می خواست آنرا در دهان من بگذارد و می اظهار داشت كه قبول داشتی كه مهدور الدم است كه این عنوان اصلاً ان زمان مطرح نبود و بعداً عنوان شد.
نجفی افزود: زمانی كه راننده آمد به او گفتم كیف را بالابیاور و قصد داشتم كه نامه را داخل یكی از آن دو كیف كه به او داده بودم بگذارم تا او نتواند نامه را بخواند. بعد به قم و زیارت حضرت معصومه (س) و مزار پدر و مادر رفتم. گفتم به آنجا بروم و تصمیم بگیرم كه خودرا به پلیس معرفی كنم یا اینكه تصمیم دیگری بگیرم. اسلحه را با خود برده بودم برای اینكه گفتم اگر بخواهم خودرا به پلیس معرفی كنم بهتر است كه اسلحه را تحویل دهم. پیش خودم گفتم اگر قرار باشد خودم را سر مزار پدرم بكشم باز هم باید اسلحه همراهم باشد.
وی ادامه داد: من آن موقع كارت حمل سلاح را زیر جعبه داروها در كمد خانه گذاشته بودم و وقتی كارت را دیدم متوجه شدم زمانش تا سال ۹۴ بوده است و من آن موقع بود كه این را متوجه شدم در ادامه به ترمینال بیهقی رفتم و با اتوبوس به قم رفتم. بعد از آنكه در قم بودم تصمیم گرفتم به تهران بروم. با تاكسی به ترمینال جنوب و سپس به اداره آگاهی مركزی رفتم. حتی موبایل هم نداشتم و در كیف گذاشته بودم برای اینكه گفتم اگر بخواهم خودكشی كنم این موبایل بعداً گم نشود.
وی ادامه داد: من سپس تلفن راننده را گرفتم،، دخترم تلفن را جواب داد و گفتم من به آگاهی می روم و مشكلی نیست. بعد از آنكه به آگاهی رفتم یكی دو ساعت درباره مسایل اتفاق افتاده صحبت كردم. رئیس آگاهی آمد و سلام و علیك كردند. پس از افطار لباس بازداشتگاه را پوشیدم و بعضی سوال وجواب ها انجام شد و شب به پزشكی قانونی رفتیم.
نجفی با اشاره به سوژه قصد قبلی برای انجام قتل، اظهار داشت: به هیچ عنوان قصد قتل در ذهن من نبود اما قبول دارم اشتباه كردم كه اسلحه را برداشتم و ۵ گلوله شلیك شد. من اگر در فاصله یك متری قصد قتل داشتم و می خواستم او را از بین ببرم یك گلوله كافی بود اما از ۵ گلوله ۴ تا از آن به سقف و دیوار خورده است.
وی ادامه داد: من با اسلحه آشنایی داشتم. زمانی كه با شهید چمران در ارتباط بودم و قصد رفتن به لبنان داشتم در كلاس هایی در این خصوص شركت می كردم. اینكه ۵ گلوله شلیك شده و ۴ تا به سقف خورده نشان دهنده این است كه من با قصد شلیك نكردم بلكه غیرارادی بوده. وقتی او درون وان بود شلیك ها متوقف گردید اما در بعضی رسانه ها گفته شده كه میترا استاد با ۵ گلوله به قتل رسیده است كه ۵ گلوله یعنی هم قتل و هم نفرت و هم غیره هم بوده است.
نجفی با اشاره به اینكه به هدف خوردن های گلوله نشان دهنده این است كه شلیك ها به طور مستقیم نبوده است، اظهار داشت: در فضای مجازی این مطالب به طنز می آید. سه نفر در بازداشتگاه و یك نفر هم در آگاهی همین مطلب را از من سوال كردند و گفتند شما كه آشنایی داشتید چرا یك فرمول دیگری برای این عمل پیدا نكردید. من گفتم كه اصلاً قصد قتل نداشتم.

در این هنگام قاضی، دادگاه دو دقیقه تنفس اعلام نمود.
سپس نجفی در ادامه دفاعیات خود اظهار داشت: ما هم تا شب آخر مشغول كارهای زندگی بودیم. سازمان بازرسی نامه ای درباره صندوق ذخیره فرهنگیان كه من موسسش بودم نوشته بود. من عصرش دو ساعت وقت گذاشته بودم كه پاسخ نامه را بدهم و روز حادثه روی میز بود. روز پیش از آن با دوستانم برای خرید یك آپارتمان صحبت كرده بودیم. اگر قصد قتل داشتم اصلاً این مباحث پیش نمی آمد. حتی من چند روز پیش به اخوی خود زنگ زدم و گفتم زندگی ما خوب است.
وی ادامه داد: من به این نتیجه رسیده بودم كه جدا شویم. می خواستم او را قانع كنم. در سال ۶۰ كه ترورهای خیابانی وجود داشت اواخر تیر یا اول مرداد ۶۰ بود كه رجایی رئیس جمهور و باهنر نخست وزیر بود و من هم وزیر فرهنگ بودم. در آن زمان در شورایعالی امنیت تصمیم گیری شد كه مسئولان مسلح شوند كه اكثراً اسلحه گرفتند و به من كلت برتا داده شد و من هم چند ماهی با خودم میبردم و بعد كه فضای كشور آرام شد هیچ وقت اسلحه همراهم نبود و تا سال ها بعدش كنترل نكردم و كارت را چك نكردم. اما بوسیله دستگاه حراست یا سرتیم محافظان ما این كارت خود به خود تمدید می شد و من فكر می كردم كه این تمدید مثل گواهینامه ۱۰ ساله است. آخرین بار در حراست ریاست جمهوری یا تیم حفاطت تمدید گردید. من چون هیچ وقت استفاده نمی كردم می خواستم آنرا برگردانم. حتی در سال ۷۰ وزارت دفاع اسلحه های مسلسلی را خودش تولید كرده بود و به وزرا و مسولان هدیه كردند و من دو سه ماه نگه داشتم و سپس خواستم تحویل بدهم. ان موقع همین كلت را هم تحویل دادم ولی آن شخص اظهار داشت كه شما كلت را نگه دارید، اینكه برای شما زحمتی ندارد و در نتیجه آنرا نگه داشتم.
وی ادامه داد: زمانی كه در منزل با همسر اولم بودم در جایی اسلحه را پنهان كرده بودم تا كسی آنرا نبیند اما همسرم از آن خبر داشت اما بعد كه به منزلی كه برای آن مرحومه گرفته بودم نقل مكان كردم اسلحه را در قسمتی از لباس هایی كه استفاده نمی كردم گذاشته بودم و وقتی به این منزل آمدم آن چمدان را باز نكردم. چمدان را جایی گذاشته بودم روی قفسه و كیف ها و وسایل دیگر را روی آن گذاشته بودم. مرحومه چند بار از من پرسید كه آیا اسلحه را آورده ای كه گفتم بله. گفت به من یاد بده كه من به تعویق می انداختم.
نجفی اضافه كرد: مرحومه روزی به شوخی گفت یك روز اسلحه را بیاور تا خودمان را بكشیم كه من هم به شوخی گفتم تو اول مرا بكش و بعد اگر دلت آمد خودت را هم بكش. در نتیجه آقا مهیار هم كنجكاو بود. من به جهت اینكه كسی به آن دسترسی نداشته باشد چمدان را در آن قفسه گذاشته بودم. كمدی در اتاق خواب من بود كه وسایل خصوصی من در آنجا بود. مرحومه وقتی وسایل را می آورد اسلحه وسط لباس ها بود. گفت این چیست كه گفتم اسلحه است. من نمی خواستم كه با آن ور برویم. آنرا گرفتم و روی یكی از قفسه های كمد كه كنار قرص ها بود گذاشتم. هدفم این بود كه باردیگر اسلحه را پنهان كنم. آن شب ایشان گفت شام بخوریم. با هم به سمت آشپزخانه رفتیم. من یادم رفت خشاب را بردارم و اسلحه را پنهان كنم. روز درگیری وقتی پشت سر ایشان با حالت خشم رفتم چشمم به اسلحه افتاد و گفتم اسلحه را بردارم و به او بگویم كه ما كارمان بجای باریك می كشد.

این ازدواج با دقت انجام نشده بود
نجفی اضافه كرد: امیدوارم توضیحاتم از گمانه زنی هایی كه به غلط توسط برخی مسئولین و دیگران انجام شده كاسته باشد. من توضیح دادم كه این ازدواج بدلیل اینكه با دقت انجام نشده بود من هم مقصر بودم برای اینكه سنم بیشتر بود و من تجربیات بیشتری داشتم.
نجفی در ادامه با بیان یا رب نظر تو برنگردد، اظهار داشت: امیدوارم خداوند از گناهان ما درگذرد و امیدوارم دادگاه تصمیم درستی بگیرد. این مصیبت ها امكان دارد در زندگی همه پیش بیاید.

درخواست رئیس دادگاه از اولیای دم برای اعلام گذشت
قاضی كشكولی در ادامه با عنایت به دفاعیات نجفی خطاب به مهیار صفری، اظهار داشت: وظیفه دادگاه این است كه طرفین را به سازش دعوت كند و ما از اولیای دم و وكلای آنان می خواهیم سازش و اعلام گذشت كنند برای اینكه قصاص یك فرد نمی تواند جایگزین قتل مقتوله باشد. گذشت می تواند یك فرهنگ عمومی را به نمایش بگذارد و توجه جامعه ما را به جرایم جنایی سوق دهد تا بیشتر مراقب رفتار خود باشند.
قاضی كشكولی اضافه كرد: یكسری دلیلهای بهتان مطرح است. بدین سبب امكان دارد سؤالات تكراری پرسیده شود. بخش هایی از صحنه های اولیه شما در پلیس آگاهی و صحنه قتل را قرائت می كنم. شما گفتید خشاب اسلحه از قبل در سلاح بود و مسلح نبود و روی ضامن قرار داشت. وقتی به سمت حمام رفتم آنرا مسلح كردم البته اشتباه كرده و مرتكب قتل شدم. آیا این گفته ها را قبول دارید؟

نجفی اظهار داشت: نمی دانم چه شده. هر چه فكر كردم در فاصله اتاق تا حمام كاری جز برداشتن بالش نكردم. اسلحه از قبل مسلح بوده. آنچه در روز اول گفته ام به علت شرایط نامساعد من بوده و شرایط عادی نداشتم.
قاضی پرسید شما با بكارگیری سلاح آشنایی داشتید چطور مسلح بوده؟ نجفی اظهار داشت: در منزل قبلی مسلح بوده و لابلای لباس ها گذاشتم اما دقت كافی نكردم خشاب را نخواستم جدا كنم كه گم نشود و متاسفانه سلاح مسلح به منزل جدید منتقل شد.
قاضی پرسید: مهیار چه ساعتی از خانه خارج شد؟ كه نجفی اظهار داشت: آژانسی كه برای مهیار رزرو كرده بودیم برای ساعت ۹ بود. ۹ و ۵ دقیقه از خانه خارج شد و فكر می كنم حدود ۹ و نیم این صورت گرفت.
قاضی كشكولی پرسید نامه را بعد از انجام قتل نوشته اید؟ نامه در ۶ صفحه و بار حقوقی داشته است. چطور با آن شرایط روحی دسته بندی شده نوشتید؟ متهم پاسخ داد: من دقت نداشتم بار حقوقی دارد یا نه. یك ربع یا ۲۰ دقیقه نمی دانستم چه كنم. در منزل قدم می زدم. به نظرم رسید كه باید خودرا تنبیه و خودكشی كنم. نامه را هم با این غرض نوشتم و آنچه به ذهنم بود را با سرعت نوشتم و قصد و غرض حقوقی نداشتم. وقتی راننده رسید نامه تمام نشده بود. پایین خانه منتظر شد و بعد نامه را به او دادم.
قاضی پرسید پیش از تماس با راننده نامه را نوشته بودید كه نجفی اظهار داشت: فكر می كنم زنگ زدم به راننده و گفتم بیا و شروع كردم به نوشتن و وقتی رسید نامه تمام نشده بود. حدود ۱۰ زنگ زدم و حدود ۱۰ و نیم فكر كنم نامه به اتمام رسید.
قاضی گفت پس فكر می كنید زمان نوشتن نامه ۳۸ دقیقه طول كشیده درست است؟ نجفی اظهار داشت كه احتمالاً. چون آخر نامه چیزهایی اضافه كردم و همه نامه پس از قتل نوشته شد.
قاضی پرسید نامه در كیف و در خانه زهرا دخترتان كشف شد. دست نوشته ای هم روی میز ناهارخوری به دست آمده در اینباره بگویید. در این لحظه دست نوشته به متهم داده شد تا در مورد آن توضیح دهد.
نجفی اظهار داشت: من این دست نوشته را در تاریخ ۲۰ اسفند سال قبل نوشته ام. اینها مطالبی است كه مرحومه به من گفته است.
قاضی پرسید از تلفن ایشان به دست آوردید؟ نجفی اظهار داشت: خیر، خودشان گفته بود.
قاضی: چرا روی میز بود؟ نجفی اظهار داشت: شاید قاطی وسایلم شده. تعجب می كنم جز یادداشت های خاص من بود. من پس از گفت و گو با او اینها را می نوشتم. ایشان صدای من را ضبط می كرد اما من می نوشتم و مطالبی است كه به من می گفته است. دو برگ دیگر به سازمان بازرسی و صندوق ذخیره فرهنگیان را عصر روز پیش از حادثه نوشتم كه كاملاً دقیق است.
قاضی كشكولی، اظهار داشت: در تاریخ ۱۶ آذر ۹۷ نامه ای در پلیس ۱۱۰ موجود است كه نشان داده است فردی با هویت محمد علی نجفی به واحد پلیس بازگشت و اظهار كرده كه فردی به نام میترا استاد یك سال است همسرش بوده و از ایشان شاكی است. این مورد را قبول دارید؟ نجفی اظهار داشت: وقتی درگیری ما حاد شد دو بار اورژانس را خبر كردم. یك دفعه به صورت سطحی دستش را با تیغ بریده بود كه به اورژانس گفت مسئله جدی نیست اما چون در تماس با اورژانس گفته شده بود خودزنی است اورژانس پلیس را آگاهی داده بود و این نامه مربوط به آن موقع است.
در این لحظه قاضی پرونده میترا استاد اعلام نمود كه نمایشی از لحظه ورود و خروج محمدعلی نجفی در روز حادثه وجود دارد كه در دادگاه به معرض نمایش گذاشته شد.
قاضی از متهم پرسید در آن روز چه لباس به تن داشتی كه متهم پاسخ داد: تیشرتی كه شب قبل به تن داشتم، طوسی تیره رنگ بود و رویش كت و شلوار طوسی پوشیدم و با همان لباس به آگاهی رفتم. كیف برزنتی كوچكی كه متعلق به مرحومه بود را برداشتم و خالی كردم و اسلحه را در یك جانماز پیچیدم و در كیف گذاشتم و با خود به قم بردم.
در این لحظه فیلم ورود محمدعلی نجفی به آسانسور ساختمان مسكونی اش بعد از وقوع قتل به معرض نمایش گذاشته شد كه در آن نشان داده شد متهم با تیشرت تیره طوسی و كت و شلوار و در حالیكه كیف به دست چپش بود وارد آسانسور شده و بعد از لحظه ای از آن خارج شده است.
قاضی پرسید این فیلم را قبول دارید خودتان هستید؟ نجفی اظهار داشت: بله در طبقه پاركینگ پیاده شدم چون می خواستم در خیابان كمی قدم بزنم و فكر كنم. وقتی در شرایط بد روحی قرار می گرفتم و معمولاً به قم می رفتم و با همین نیت هم رفتم. وقتی وارد صحن می خواستم بشوم فردی به من تسلیت گفت و فهمیدم خبر پخش شده است. فردی می خواست سلفی بگیرد و می گفت در تهران دنبال شما می گردند اما گویا از پشت سرم عكس را گرفت و من در جریان آن نبودم.
قاضی پرسید در چه ساعتی؟ متهم پاسخ داد: حدود ۱۶ و ۳۰. وقتی به تهران رسیدم از تلفن راننده استفاده كردم. به نظرم رسید خانواده ام باید مطلع شوند. زنگ زدم با دخترم حرف زدم و گفتم نگران نشوند و گفتم به آگاهی مركزی می روم. جلوی آگاهی با موتور یك مامور وارد شدم بنابراین افسر نگهبان من را ندید. اسلحه ام را هم به همین افسر دادم.
نجفی در پاسخ به سوال قاضی كه آیا اظهارات خودرا در مرحله تحقیقات مقدماتی قبول دارید؟ اظهار داشت: سوالات از من خیلی زیاد بود. من روز اول و دوم زیاد به خودم تسلط نداشتم تا آنچه برای خودم افتاده را تجزیه و تحلیل كنم.
نجفی اظهار داشت: همان شب كه خودم را معرفی كردم از من خواستند با صدا و سیما مصاحبه كنم، چون گفتند شایعه شده شما از كشور خارج شدید و رفتید و چون آن عكس هم در آگاهی انتشار یافته بهتر است مصاحبه كنید كه من هم به این علت مصاحبه كردم.
متهم این پرونده با اشاره به اظهارات وكلای اولیای دم، اظهار داشت: وكیل اظهار داشت كه من عنوان مهدورالدم را در دفاعیاتم به كار بردم اما من بكار نبردم و حتی اگر به آن معتقد هم باشم بنا نیست خودم او را به قتل برسانم.
وی ادامه داد: همین طور گفته شده كه من گفته ام ایشان پرستو است اما من لفظ پرستو را به كار نبردم. این را بعضی در فضای مجازی نوشته اند كه باید از خودشان بپرسید با چه انگیزه ای نوشته اید.
نجفی با اشاره به اظهارات وكلا درمورد فروش خودرو و حساب های بانكی، اظهار داشت: ما قصد داشتیم با پول هایی كه من قرض می كنم بتوانیم یك خانه بخریم كه پول ها به آن خانه مورد نظر و در آن منطقه كه مورد نظر مرحومه بود هم نمی رسید و به پول حساب ها هم كسی دست نزده است.
وی با اشاره به اینكه آنچه كه می گویم برای تبرئه خودم نیست، اظهار داشت: من حتی گفتم دوست دارم قصاص شوم تا اینكه احساس گناه در محضر الهی بخشیده شود.
وی تصریح كرد: من حتی نمی دانستم گلوله به دست ایشان هم خورده است. در آگاهی از دو چیز تعجب كردم یكی اینكه گفتند تو خودت گلوله خوردی؟ كه گفتم نه. همین طور گفتند به دستش هم گلوله زدی كه باز هم گفتم نه. گفتم فقط گلوله آخر به او خورد.
نجفی اظهار داشت: من ایشان را دوست داشتم و او هم من را دوست داشت. حتی اگر كسی همسر خودرا بطور عادی از دست دهد مدتی طول می كشد كه خودرا با شرایط تنظیم كند.

در ادامه جلسه دادگاه قاضی محمدی كشكولی از سرگرد عزتی راد كارشناس اسلحه خواست تا با حضور در جایگاه نظرات كارشناسی خودرا درباره اسلحه و نوع كاری و طریقه قتل مقتوله را تشریح كند.

رئیس دادگاه پیش از حضور سرگرد عزتی در جایگاه خطاب به نجفی اظهار داشت: این اسلحه از جانب كدام سازمان یا نهاد دولتی در اختیار شما قرار گرفته است؟ نجفی اظهار داشت: دقیقاً نمی دانم امكان دارد بوسیله سپاه یا كمیته باشد، اما با عنایت به اینكه محافظان من از كمیته انقلاب اسلامی بودند احتمال دارد مربوط به كمیته باشد.
رئیس دادگاه با نشان دادن برگه مجوز اسلحه از نجفی خواست تا هویت آنرا تایید كند كه متهم برگه مجوز اسلحه را تایید نمود و معلوم شد كه اسلحه و مجوز آن مربوط به حفاظت اطلاعات ارتش است.
قاضی كشكولی خطاب به نجفی اظهار داشت: اسلحه شما در سال ۷۷ توسط حراست سازمان برنامه و بودجه در اختیار شما قرار گرفته است. نجفی در پاسخ اظهار داشت: درست است در آن سال چون سازمان برنامه و بودجه بودم بوسیله حراست اسلحه مرا به علت اینكه گرفتار اشكالاتی بوده است تعویض كردند.
در ادامه سرگرد عزتی راد با تشریح روز حادثه، اظهار داشت: نوع اسلحه برتا، ساخت كشور ایتالیا و خشاب آن ظرفیت ۱۳ فشنگ دارد. در روز حادثه ۵ گلوله توسط سلاح شلیك شده كه ۳ گلوله آن به دیوار و سپس به سقف خانه كمانه كرده است. یك گلوله آن به كمد چوبی رو به رو مستقیم به هدف خوردن كرده و یك گلوله دیگر آن پس از به هدف خوردن به دست مقتوله به سینه او نیز به هدف خوردن كرده است و طی مسیری در بدن در پهلوی آن گیر كرده است.
این كارشناس اسلحه اضافه كرد: ۵ پوكه شلیك شده از این اسلحه نیز در صحنه جرم پیدا شده است.
در ادامه قاضی از نجفی خواست تا یكبار دیگر نحوه شلیك گلوله ها را تشریح كند كه متهم نجفی با تایید نظرات كارشناس اسلحه، اظهار داشت: توضیحات سرگرد عزتی راد نشان داد كه ۴ گلوله به دیوار و سقف به هدف خوردن كرده است و بار دیگر تاكید می كنم كه هیچ قصدی برای قتل نداشتم.
در ادامه قاضی از سرگرد عزتی راد خواست تا نظر قطعی خودرا بیان كند.
سرگرد عزتی راد اظهار داشت: بررسی های كارشناسی ما نشان داده است كه متهم هنگام تیراندازی، دستش تعادل نداشته برای اینكه ۳ گلوله آن به فاصله نزدیك به هم، به دیوار و سپس به سقف حمام كمانه كرده است و نشان داده است كه ۳ گلوله به دیوار و یك گلوله مستقیم به كمد چوبی رو به رو و تنها یك گلوله در كش و قوس های به وجود آمده به دست و سپس به بدن مقتول به هدف خوردن كرده است.
وی در پاسخ به سوال قاضی كه شما در گزارش خود اشاره كرده اید كه اگر گلوله در فاصله یك یا ۵ متر شلیك شده باشد باید از بدن مقتول خارج می شد؟ اظهار داشت: بررسی های ما نشان داده است كه مقتوله ورزشكار و یا از یك اندام ورزیده برخوردار بوده برای اینكه گلوله باید از پهلوی او خارج می شد.
قاضی كشكولی خطاب به متهم اظهار داشت: در عرف برای صحبت كردن اسلحه نمی برند.
نجفی اظهار داشت: بله قبول دارم اما چون چند باری گفته بود ته راه ما به خون می رسد می خواستم این را نشان بدهم.
قاضی كشكولی اظهار داشت: نیازی به استفاده از بالش نبود.
نجفی اظهار داشت: وقتی بالشت را برداشتم نظرم این بود كه وقتی وارد می شوم اسلحه را نبیند چون فكر می كردم در وان یا زیر دوش است و می توانم با او حرف بزنم.
قاضی خطاب به متهم اظهار داشت كه دقیقاً بگویید چه مطالبی را در آن لحظه به او گفتید.
نجفی اظهار داشت: خیلی كوتاه بود گفتم میترا تا كی می خواهی این بحث را تمام كنی؟ كارمان دارد به جاهای باریك می كشد. ایشان هول شد و دیگر نتوانستیم حتی حرف یا بحثی نماییم. گفت علی غلط كردم به خدا حلش می كنم، اما به من فشار كه آمد گلوله شلیك شد و بالش افتاد. یادم است دو تا سه بار گفتم دستم را ول كن و آن گلوله ها غیرارادی زده شد. در بازداشت فكر می كردم كه صحنه را برای خودم بازسازی كنم اما نتوانستم.
قاضی پرسید: آیا از مقتوله تقاضای دیگری داشتی حتی در ذهن خود؟
نجفی اظهار داشت: به دنبال این بودم به توافق برسیم.
قاضی اظهار داشت: عوامل بررسی صحنه جرم در حمام، تا لحظه جابه جا شدن جسد خونی ندیده اند اما در كف حمام تا درب اتاق لكه هایی از خون كه خشك شده بود دیده شده، به نظر شما متعلق به كیست؟
متهم پاسخ داد: بطور قطع مال مرحومه است. من دو بار در وان نشستم و در خانه قدم زدم و حدس می زنم از آخرین گلوله و نخستین گلوله كه به دستش خورد خون ریخته شده و وقتی نشستم قوزك پای چپم و قسمت چپ شلواركم خونی شد. البته من متوجه خون پایم نشدم و وقتی راننده ام من را دید و گفت فهمیدم.
قاضی خطاب به متهم پرسید: چه زمانی فهمیده اید كه میترا استاد فوت شده است.
نجفی اظهار داشت: بلافاصله در وان افتاد، در حد ۳۰ ثانیه؛ منگ بودم، اسلحه را جلوی آینه گذاشتم و دستم را به روی پیشانی اش كشیدم و دیدم تكان نمی خورد، متوجه شدم فوت شده و دو بار هم در كنارش نشستم.
در همین لحظه سرگرد عزتی راد كارشناس ارشد اسلحه، اظهار داشت: در دو صورت تر و خشك، گاز باروت برداشت شده كه نتیجه آن نشان دهنده این است كه متوفی به متهم نزدیك بوده و گاز باروت در دستان متوفی نشسته و بنابراین استنباط درگیری داده شده است. همین طور اسلحه را تست كرده و در سیستم سابقه استفاده از آنرا بررسی كردیم كه نتیجه ای به دست نیامد. من از متهم سؤالی دارم، گروه خونی ایشان چه است؟
نجفی پاسخ داد: من B مثبت هستم.
قاضی دادگاه اظهار داشت: در پرونده بالینی سابقه خودكشی داشته اید، اگر تمایل دارید از آن بگویید.
نجفی اظهار داشت: در آبان ۹۷ همین اختلافات و بحث ها را كه می دیدم و دیدم توافقی در طلاق نیست تصمیم گرفتم خودرا تنبیه كنم اما پس از اطلاع از عقوبت آن پشیمان شدم و در یكی از هتل های تهران تعدادی قرص خوردم تا كسی من را پیدا نكند و بعد خواستم رگ دستم را بزنم اما بلافاصله از حال رفتم و پس از دو روز من را در هتل پیدا كردند.
قاضی اظهار داشت: اثر ۴ بریدگی در دست چپ همسر دومتان دیده شده از آن باخبر بودید؟
نجفی اظهار داشت: به من گفته بود كه در زندگی با همسر اولش سه بار خودكشی كرده، یكبار رگ دست چپش را زده و دو بار نیز قرص خورده است.
گودرزی وكیل مدافع متهم نجفی در ادامه دادگاه، اظهار داشت: روز حادثه خبرنگار صدا و سیما اسلحه را در دست می گیرد خشاب را بیرون می آورد و ادعا می كنند كه كارهای كارشناسی روی اسلحه انجام شده است، اما بنده دیدم كه در پرونده، كارهای كارشناسی اسلحه نهم و یازدهم خرداد انجام شده است. تنها دوای درد، سرعت در ارسال پرونده به دادگاه بود در حالیكه سوالاتی همچنان وجود داشت.
وی ادامه داد: مردم ما بیخود و بی جهت كسی را دوست ندارند، اگر امروز متهم است و قانون حكم می كند، محاكمه شود ولی نباید آن روزهایی كه كوشیده فراموش شود. باید از یادگاری های نیكش به نیكویی یاد نماییم.

مگر می شود پنج گلوله شلیك شود و ۹ محل به هدف خوردن گلوله وجود داشته باشد؟
این وكیل دادگستری اظهار داشت: مگر می شود پنج گلوله شلیك شود و ۹ محل به هدف خوردن گلوله وجود داشته باشد؟ مگر می شود دو گلوله كشف شود؟ مگر می شود یك گزارش بگوید گلوله از كف دست مقتول وارد شده و از پشت دست او خارج شده و گزارشی دیگر بگوید گلوله از پشت دست وارد شده و از كف دست خارج شده است؟ مگر می شود شخصی بازداشت شود و فردایش آزاد شود و كسی نپرسد كه او كه بوده است؟

میترا استاد دارای ذهنی با سوءظن و تحت فشارهای روحی بوده است
وی افزود: سرنوشت نجفی هرچه كه باشد، بشود اما این پرونده باید درسی برای این تحقیقات باشد. چاره كار این نیست كه یازده شب كمیسیون روان پزشكی تشكیل دهیم. مرحومه میترا استاد دارای ذهنی با سوءظن و تحت فشارهای روحی بوده است. این مساله باید مورد توجه روان پزشكان قرار می گرفت.
گودرزی اظهار داشت: پرونده از نقایصی عدیده رنج می برد كه رئیس دادگاه تا كنون قسمت هایی از آنرا مرتفع كرده و قسمت های عظیمی از آن باقی مانده است. این نقایص باید بر طرف شود تا به سوالات ما و حتی خانواده استاد پاسخ داده شود. باید معلوم شود كه نجفی آیا قاتل حرفه ای بوده یا مساله ای غیر ارادی رخ داده است.
این وكیل دادگستری افزود: یكی از نقایص پرونده این است كه سلاح b520cz بوده اما در كیفرخواست d520cz بعنوان شماره اسلحه آمده است. این سلاح در مجوزش به نجفی ۷۶۵ است اما در تشخیص هویت سلاح كمری دارای كالیبر ۹ میلی متر عنوان شد.
وكیل مدافع متهم نجفی اظهار داشت: ما در این پرونده با پنج پوكه مواجهیم اما در بررسی صحنه سه مورد روی دیوار حمام، روی درب كمد روشویی و سه مورد هم روی سقف وجود دارد كه یعنی هفت محل اثبات گلوله وجود دارد. ما باید دو محل گلوله دیگر هم اضافه نماییم یكی به قفسه سینه و دیگری به كف دست چپ.

۴ گلوله دیگر از اسلحه دیگری خارج و شلیك شده است
وی ادامه داد: چون از این اسلحه پنج گلوله شلیك شده ۴ گلوله دیگر از اسلحه دیگری خارج و شلیك شده است و احتمال وجود دو ضارب احتمالی دیگر هم وجود دارد، پس ۹ برخورد داریم.
گودرزی خاطرنشان كرد: تیم بررسی گفته از پشت دست گلوله ای وارد شده اما تیم بررسی جنایی گفته گلوله از كف دست وارد شده و از پشت دست وارد شده است. اینها نقایص است. باید عرض كنم تیم بررسی صحنه اعلام نموده گلوله به سینه به شكل مدور وارد شده اما تیم دیگر می گوید شكل بیضوی دارد و این امر برای كارشناسان اختلاف زمین تا آسمان است. این نیست كه گلوله به دیوار بخورد و بعد به سقف بخورد اما امكان دارد برعكس آن اتفاق بیافتد.
وی با اشاره به اینكه این پرونده شهامت دادرسان را می طلبد، اظهار داشت: حمام كوچك می تواند اقیانوسی بزرگ برای تیم بررسی صحنه باشد. پرونده مهم و محل سوال عمومی است. من تحقیق و تلاش كردم و پاسخ های غیر علمی نخواهم داد.
وكیل متهم افزود: در صحنه تعداد زیادی دكمه از پیراهن مردانه كنده شده كه نجفی می گوید تیشرت بر تن داشته است و با همان به قم و آگاهی رفته است.
وی با اشاره به اینكه آزمایش گاز باروت هم انجام شده است، اظهار داشت: این آقایی كه می گویند از او آزمایش گاز باروت گرفته شده مگر آقای نجفی بوده است؟ او كه در آگاهی بوده است. این آزمایش بر دستان مرحومه انجام شد و سرهنگ هم پذیرفت كه جدال محتوم است.
وی افزود: اینجا تضاد وجود دارد این تضاد فاصله شلیك یك تا پنج متر را رد می كند و نشان داده است كه این آزمایش متعلق به دست میترا استاد است.
وی ادامه داد: مساله دكمه های پیراهن و درگیری باید بررسی شود. گزارش صحنه فاقد خوردن گلوله به دست است و این مورد صورت جلسه را ابطال می كند.
وكیل نجفی اظهار داشت: تعدادی دكمه كنده شده در محل ارتكاب جرم پیدا شده است و با عنایت به اینكه این دكمه ها مربوط به پیراهنی غیر از پیراهنی است كه هنگام قتل بر تن نجفی بوده، احتمال حضور فرد سوم هنگام قتل در محل حادثه مطرح است.
وكیل مدافع نجفی اظهار داشت: امروز من بیشتر سخنانم را به نقایص معطوف می كنم و ان شاءالله در جلسات آتی دفاعیاتم را می گویم.
وی خطاب به قاضی پرونده اظهار داشت: مستحضرید كه پرونده های جنایی از پیچیدگی و حساسیت خاصی برخوردار می باشد پس برای دفاع از موكلم نیاز دارم كه اطلاعات و مستندات كارشناسی اسلحه را با دقت مطالعه كنم.
وی با ایراد به گزارش اسلحه شناسی، اظهار داشت: با آقای قهرمانی كارشناس رسمی دادگستری كه ۳۰ سال معاون پزشكی قانونی بودند درباب دفورمه شدن گلوله پس از به هدف خوردن به دست و بدن مقتوله سوال كردم كه گزارش آن در اختیار جنابعالی است. در این گزارش با صراحت تاكید شده زمانی كه گلوله به قسمتی از بدن كه فاقد استخوان سخت مانند ستون فقرات است برخورد نمی كند و احتمال دفورمه شدن منتفی است.
وكیل مدافع متهم اضافه كرد: گلوله از قسمت های نرم بدن مقتوله عبور كرده و چگالی استخوان ها و چگالی گلوله در بحث اسلحه شناسی دقیقاً به ما خواهد گفت چه اتفاقی افتاده است.
وی از دادگاه خواست به او فرصت لازم داده شود تا بتواند بصورت علمی و مستدل از موكلش دفاع كند و یكبار دیگر اصرار كرد كه تمام تلاشش را به كار می گیرد تا حقایق به صورت واضح روشن شود.
در ادامه قاضی كشكولی خطاب به وكیل نجفی اظهار داشت: دفاع از متهمان حق قانونی وكلاست اما انتظار می رود وكلا بر طبق قانون و مستدل دفاع كنند و بگونه ای دفاع نكنند كه در روند دادرسی شبهاتی ایجاد شود و نباید وكلا شبیه فضای مجازی و رسانه ها عمل كنند.
قاضی محمدی كشكولی جلسه بعدی را ساعت ۹ بامداد روز دوشنبه ۳۱ تیرماه اعلام نمود و خطاب به وكیل نجفی اظهار داشت: شما تا جلسه بعدی فرصت دارید تا مستندات قانونی را جمع آوری كنید.




منبع:

1398/04/27
10:59:57
5.0 / 5
80
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۲
مرکز املاک
msamlak.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مركز املاك محفوظ است

مركز املاك

املاک و زمین